تفاوت عود و بربط

دیگر بربتی که طی سالیان اخیر ساخته شده‌است، بربط ی است که توسط محمدتقی عرفاتی در سال 1385 با استناد به اسناد تاریخی ارائه شده توسط "جرج فارمر" در کتاب "سرگذشت موسیقی به روایت تصویر" طراحی و ساخته شده‌است. بر اساس اسناد ارائه شده در این کتاب شکل این ساز را می‌توان بر روی یک جام نقره‌ای در موزه لیون فرانسه، کاسه‌ای نقره‌ای در موزه ایران باستان و نیز دو عدد سینی در موزه لنین گراد روسیه مشاهده کرد.


یکی از مسائلی که سال هاست دامن گیر جامعه عود نوازی ایران شده همین قضیه عود و بربت هست. توضیحات و بحث های پراکنده ای درباره این موضوع مطرح شده اما هیچ وقت به طور جامع و شامل نبوده (حداقل از نظر من). امروز تو وبلاگ آقای علی قائم مقامی مطلبی رو خوندم که به این قضیه پرداخته بود. انقدر این مطلب شسته و رفته و بی عیب و نقص بود که توان منتشر نکردنش رو ازم گرفت! به نظر من این مقاله باید جزوه بشه و سطر به سطرش به هنرجو های مبتدی تدریس بشه. بیشتر از این چیزی نمیگم و شما رو به خوندن این مطلب جذاب دعوت میکنم ...


مرزبندی های انحراف آمیز لُغوی میان عود و بربت

مقدمه
 اهمیت نام
اگرچه نامی که بر روی چیزی نهاده می شود٫  ظاهرا امر پر اهمیتی به نظر نمی رسد ٫اما در مورد اشیاء و اماکن و… تاریخی که نام مربوطه به درازای یک تاریخ و پیشینه ٫ معرف شیئ یا مکانی بوده٫ ارتباط و اتصال عمیق هویتی ای میان نام و نامیده بوجود می آید که نام ٫از این حیث اهمیت ویژه یافته و به گونه ای معرف هویت و حقیقت وجودی نامیده است٫ بطوریکه با تغییر و یا تحریف نام ٫ به هویت و پیشینه نامیده٫ امکان صدمه جدی بوجود می آید.
مثلا اگر فرضا تصمیم بگیریم که به سنتور دیگر سنتور نگوییم و این امر حدود نیم قرن ادامه پیدا کند
یقین بدانید که پنجاه سال دیگر برای آنکه اثبات کنیم این ساز همان سنتور ایرانیان بوده دچار چالش خواهیم شد و مهمتر اینکه اگر امروز دست به این کار فرضی نزنیم ٫ پنجاه سال دیگر اصلا لزومی نخواهد داشت که چیزی را ثابت کنیم.

نام عود و نام بربت
آنچه درباره عود می دانیم آنستکه عود سازی ایرانی است که نام ایرانی و اصلی آن بربت می باشد که اعراب آنرا عود می نامند.
ساختمان اصلی و اولیه عود اصیل ایرانی یا همان بربت اولیه ٫ دقیقا مشخص نیست و آنچه امروز به عنوان میراث در دست داریم ٫ تنها شکل و ساختمانی است که از این ساز می شناسیم و آنرا بربت می نامیم چرا که این ساز همان بربت ایرانی است ولو اینکه در طول زمان یا توسط اعراب و یا خود ایرانیان دستخوش تغییراتی نیز شده باشد که البته در تغییر یافتنش هم اطلاع دقیق در دست نیست.
خلاصه٫ سخن از یک ساز است با دو نام٫ یکی نام ایرانی ٫« بربت »٫ که ما ایرانیان (البته آنها که به تاریخ و اصالت خود علاقه ای داریم) آن را بکار می بریم و این ساز را بربت خطاب می کنیم چرا که اولا نامی ایرانی است و ثانیا نشانگر ریشه ایرانی این ساز است و نام دیگر « عود » که نام عربی این ساز است و بیشتر٫اعراب از آن استفاده می کنند و انصافا بسیاری از اعراب نیز  بر اصلیت ایرانی آن اقرار دارند .

بربت طرح استاد قنبری مهر
حدود سالهای هزار و سیصد هفتاد شش یا هفتاد و هفت٫ استاد قنبری بربتی ساختند که ساختمانش اندکی با بربت های موروثی تفاوت داشت و خصوصا دسته ساز اندکی بلندتر و کاسه کمی کوچکتر شده بود.
استاد قنبری هرگز ادعایی مبنی بر نزدیکتر بودن طرحشان به ساختمان بربت اصیل ایرانی و یا رجوع به مدرک تاریخی خاصی برای حصول به طرح جدیدشان مطرح نکرده اند و تنها متذکر شدند که تغییرات موجود در ساختمان بربت جدیدشان را نیاز امروز موسیقی ایرانی دانسته اند و آنرا عملی کرده اند٫ که این امر به نظر نگارنده ٫ مستحق قدردانی و امتنان فراوان است .

مرزبندی ها و تغییر نام فاجعه بار
چندیست که خط بندی خاصی در زمینه نامهای عود و بربت توسط استاد بهروزی نیا در حال اجراست  بدین صورت که مصرانه نام فارسی این ساز را (بربت) فقط برای خطاب کردن سازهای طرح استاد قنبری استفاده می کنند و کلیه سازهای دیگر با طرح موروثی را فقط عود می نامند و عمدا از نام بربت برای آنها استفاده نمی کنند.
در این مرز بندی لغوی٫ نام بربت فقط به یک طرح که همان طرح قنبری مهر است محدود میگردد و دیگر سازها همگی عود خطاب می شوند
این عمل در واقع بهترین خدمت به دشمنان فرهنگ ایرانی است چرا که وقتی ما خودمان آنچه را که مدعی بوده و هستیم و آنهم اینکه ساز مورد نظر همان بربت ایرانی است و لذا ریشه ایرانی دارد را به ناگه کنار بگذاریم و آنرا عود بنامیم و به لغت بربت هویت جدید و منحصر به طرحی که اتفاقا دو دهه هم بیشتر قدمت ندارد بدهیم٫ در واقع ادعای درستمان در مورد تاریخ و قدمت ایرانی این ساز را که با نام بربت عجین است با دست خودمان مخدوش کرده ایم (یا در جهت مخدوش کردنش قدم برداشته ایم).
این مرز بندی لغوی ناشیانه ٫ دیگران را به راحتی قادر می سازد تا مدعی شوند یا حتی مشتبه شوند که ساز عود را با ایران و تاریخ کهن آن ارتباطی نیست و اگر بگوییم این همان بربت ایرانی است پاسخ اینستکه ایرانیان خودشان این ساز را بربت نمی نامند و در عوض یک چیز دیگری دارند (با قدمت چند دهه!) که به آن بربت می گویند.
مضافا بر اینکه چرا نباید دست کم آنقدر برای فرهنگ و زبان خود احترام قائل باشیم که لغتی را که چندین قرن ایرنیان برای خطاب به یک آلت موسیقی با همان ساختمان بربتهای مورثی٫ بکار برده اند را یکشبه و فقط به اتکای استاد بودن در موسیقی ٫حذف و محدود به یک ورژن خاص ننماییم.
آیا استاد بودن در موسیقی این مجوز را می دهد که بدون ارائه اسناد و مستدلات دست به فرهنگ لغات ببریم و بدون توجه به لطمات جبران ناپذیر احتمالی ٫ اشیائی که قرنها در این فرهنگ٫ بربت نامیده شده اند را دیگر بربت ننامیم و عودشان کنیم چون دلمان می خواهد فقط٫ یک نوع خاص ٫ بربت باشد. (مقصود مجوز اخلاقی است ٫ نه قانونی)
مگر خود استاد بهروزی نیا سی دی های قدیم خود را که با سازهای غیر قنبری مهری٫ یعنی همانها که امروز دیگر نام بربت بر آنها  شایسته نیست اجرا و ٫ بربت نام ننهاده اند ؟
و اگر طرح استاد قنبری مهر به بربت اصیل ایرانی نزدیک تر است ٫ چرا تحقیقات و اسناد تاریخی مربوطه بعد از نزدیک به بیست سال که از ساخت طرح جدید می گذرد ارائه نشده.
حال متاسفانه کار به جایی رسیده که رسما از نوازنده عود و نوازنده بربت (به عنوان سازهای مختلف) سخن به میان می آید و اینکه چگونه به این نتیجه رسیده اید که آن یکی مستحق نام بربت نیست و عود است و نوازده اش هم عود نواز و این یکی البته بربت است و نوازنده اش هم بربت نواز است مشخص نیست. پرسش اینستکه شما بر اساس کدام تحقیق تاریخی این مرز بندی را انجام داده اید؟

زمانی بود که در امور فرهنگی درایت حاکم بود مثلا اگر پیشنهادی در مورد یک نامگذاری و یا تغییر نام و یا یک مرزبندی لغوی نظری وجود داشت حتی اگر صاحب نظر ملک الشعرای بهار بود ٫ اول با گروهی از صاحب نظران و اساتید دیگر به عنوان پیشنهاد مطرح می شد و در صورت اجماع نظر توسط همه به کار بسته می شد. (مثال هایی در مورد خود ملک الشعرا موجود است).
امروز بسیاری از اساتید موجود بربت از جمله استاد نریمان و شهیدی (این دو را شخصا می دانم) با این مرز بندی لغوی مخالفند و حتی یکی دو استاد(بجز خود استاد بهروزی نیا) که موافق این کار باشند معرفی نشده اند. مضافا بر اینکه این مطلب در حوزه زبان ٫ ادبیات و تاریخ هم قرار میگیرد و در محدوده تکنیکی موسیقی خلاصه نیست.
آنچه موجب تاسف بیشتر است مصاحبه اخیر استاد بهروزی نیا می باشد که در آن مرز بندی های مذکور را از بدیهات فرض کرده و به راحتی از عود نوازها و بربت نوازها سخن میگویند و بدتر آنکه با تشکیل گروهی که عده ای در ان عود! می زنند و عده ای بربت!  مفتخرانه بر این انحراف پای می فشارند.
شرح مصاحبه را در لینک زیر ملاحظه فرمایید:

 موجبات تاسف از همان تیتر مصاحبه آغاز شده:
-هیچ مشکلی با عود و عود نوازان ندارم-

که جمله کامل در متن این است:
-ترجیح شخصی من در نوازندگی ساز بربط است اما هیچ مشکلی با عود و عود نوازان ندارم.-

یعنی ای شما ایرانیان که مدعی هستید این ساز یک ساز ایرانی است به نام بربت٫ اینطور نیست ٫ بربت چیز دیگریست که اندکی تفاوت دارد و آن است که من ترجیح می دهم و میزنم(طرح قنبری)و اما خوب هیچ مشکلی ندارم ٫اگر می خواهید آن ساز دیگر را (که عود است) بزنید اشکالی ندارد.

در جای دیگر میگویند:
-شخص من هم بربت تدریس می کنم هم عود.-

یعنی دو ساز مختلف که یکی بربت است (چون من میگویم ٫ اما بدون استنادات تاریخی) و دیگری عود است وجود دارند و من هر دو را تدریس می کنم.
اینجا که دیگر خط کشی و مرز بندی از روز روشنتر است.
…و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

دست آخر اینکه ٫ بهتر بودن یا نبودن بربت طرح استاد قنبری مهر در اینجا مورد بحث نیست و قصد نگارنده ٫ فقط بحث روی مسئله نامگذاری و مرز بندی های لغوی مذکور بوده و امیدوارم بزودی به این عمل که بجز صدمه بر پیکر تاریخ و فرهنگ ایران چیزی در پی نخواهد داشت پایان داده شود و نام بربت ٫ به طور عام جهت اطلاق همه طرحهای این ساز چه طرح موروثی و چه طرح های جدید مورد استفاده قرار گیرد تا در ادعای مستند ایرانی بودن این ساز  خدشه  وارد نگردد و در صورت نیاز به اسامی مشخص کننده برای اطلاق طرح های مختلف ٫ نامگذاریها به دلخواه اما به شکل بربت فلان و بربت بهمان انجام شود مثلا بربت سنتی یا موروث٫  بربت قنبری یا بربت ٫ بربت دسته معمولی و دسته بلند و……. اما نام بربت که در تاریخ ایران پیشینه و قدمتی دارد از روی طرح های موروثی این ساز حذف نگردد.

/ 0 نظر / 2029 بازدید